تبليغاتX
روستای قصر خلیل




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق



فالنامه حضرت حافظ



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





تسلیت باد

هردم به گوش میرسد. اوای زنگ قافله. این قافله تا کربلادیگر ندارد فاصله.حلول ماه محرم.ماه پژمرده شدن گلستان تسلیت باد.التماس دعا

[+] نوشته شده توسط نصرالله و سلمان مغانی رحیمی در 13:0 | |






چشم انداز قصرخلیل

http://i34.tinypic.com/qzqhdv.jpg

[+] نوشته شده توسط نصرالله و سلمان مغانی رحیمی در 18:13 | |






طبیعت منطقه

http://i34.tinypic.com/ic95as.jpg

[+] نوشته شده توسط نصرالله و سلمان مغانی رحیمی در 13:36 | |






سرچشمه قدمگاه

http://i33.tinypic.com/mhxcpe.jpg

[+] نوشته شده توسط نصرالله و سلمان مغانی رحیمی در 13:30 | |






عید قربان

عید سعید قربان بر همه هموطنان مبارک باد


[+] نوشته شده توسط نصرالله و سلمان مغانی رحیمی در 21:1 | |






معرفی روستا در بخش

روستای قصرخلیل در بخش درودزن واقع است درشمال این روستا،روستایی بنام داردون وجود دارد.در جنوب روستا گلیجان درشرق خریجان و در غرب درودزن وجود دارد. در شمال شرقی این روستا روستاهای حصارودشتک وجود دارد


[+] نوشته شده توسط نصرالله و سلمان مغانی رحیمی در 20:17 | |






درباره خودم

من نصرالله مغانی رحیمی در سال 1368در روستای قصر خلیل متولد شدم. درحال حاضر درروستایی بنام کوشکک در حال تحصیل هستم. من در کنار درس خواندن در کشاورزی به پدرم هم کمک میکنم


[+] نوشته شده توسط نصرالله و سلمان مغانی رحیمی در 20:11 | |






امام خمینی

یاد روی مه جبینی در دلم پرواز کرد

بوی عطرش در مشامم جلوه ای اغاز کرد

یادم امد امد بر رخ نورانی اش

بر سخنهای قشنگ و جالب و روحانیش

هر نفس یا لحظه ای یادش کنم

همچو گریم از فراقش تا همی را : غش کنم

امد از هر کشوری هم رئیسی هم وزیر و هم سفیر

جمله نالان بودن از ماتم این مرد پیر

ان یکی دیدم که نالان میدوید

دیگری دیدم که پیراهن درید

ان یکی میگفت بسیجی شد یتیم

دیگری میگفت که قلبم شد دو نیم

شعر از زنده یاد :مهر علی قاسمی


[+] نوشته شده توسط نصرالله و سلمان مغانی رحیمی در 21:53 | |






یاس عشق

دیروز در کنار عشق بودتو احساس

دستان کوچکت که پر از یاس عشق بود

دستان کوچکت که جنون مرا نوشت

این واژه های غرق به خون مرا نوشت

هرجا که رد پای شما هست می روم

فکری بکن به حال من از دست می روم

قلبم شکسته است و هی سرد می شوم

بگذار بشکند عوضش مرد می شوم

دستان خسته ام به شقایق نمی رسد

فریاد من به گوش خلایق نمی رسد

این دست ها همیشه پر از بوی یاس نیست

یا مثل چشم های شما با کلاس نیست

این رسم زندگی ست بزرگ و بزرگ تر

هر چه بزرگ تر و سپس هرچه گرگ تر

بین خودم و آینه دیوار می کشم

هرشب که پشت پنجره سیگار می کشم

شاید هنوز فرصت عصیان و مرگ هست

در ذهن ابرهای درونم تگرگ هست

بانوی دشت های قشنگی که سوختی

عشق مرا به رهگذران می فروختی

چشمانتان پر از هیجان نیست نازنین

این دست ها همیشه جوان نیست نازنین

شاید کسی که بین غزل های من گم است

در فصل های زندگی ام فصل پنجم است

یا نه درست مثل خودم لاابالی است

از مردمان غمزدهء این حوالی است

حالا ببین علیه خودم غرق می شوم

در منتها الیه خودم غرق می شوم

دلشوره های سرخ دلم ناتمام ماند

احساس می کنم غزلم ناتمام ماند


[+] نوشته شده توسط نصرالله و سلمان مغانی رحیمی در 21:22 | |






بسوز پدر عاشقی

چشمک بزن چراغ ِ خیابان ِ عاشقی !

در بهت ِ چشم ِمرغ ِغزلخوان ِ عاشقی

شاید بهار هم ، شبی از دوردست ِخویش

تن در دهد به سوز ِ زمستان ِ عاشقی

قدری بخند در شب دلگیر ِ چشم من

برقی بزن ستاره ی خندان عاشقی !

عیسی بیا که وقت دمیدن رسیده است

بر پیکر ِ الهه ی بی جان عاشقی

اینجا نشسته ام و تنم شسته می شود

با بغض های ابر ِ بهاران ِ عاشقی

گاهی نظر به چشم ِ پر از شور ِ زندگیت

گاهی به سوی قبر ِ شهیدان ِ عاشقی

در خواب ِ گریه های خودم غرق می شوم

این رعد و برق هرشب و باران ِ عاشقی

ای کاش بعد ِ مـُردن ِ من ، دوستان ِمن

دفنم کنند در غزلستان ِ عاشقی


[+] نوشته شده توسط نصرالله و سلمان مغانی رحیمی در 21:19 | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Ghaleb New & Music Cod & Best Roman & Hafez Fall


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ